یتیم چاروادار
لغت نامه دهخدا
یتیم چاروادار. [ ی َ چارْ ] ( اِ مرکب ) شاگرد مکاری. شاگرد و نوکر چاروادار. شاگرد و وردست چاروادار. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
شاگرد مکاری شاگرد و نوکر چاروادار
جمله سازی با یتیم چاروادار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیت یتیم چاروادار معمولاً با سختیهای زیادی روبرو میشود اما به دلیل تلاش و صبر، سرانجام به ثروت میرسد.
💡 دولت برای حمایت از آن یتیم چاروادار که تمام داراییاش تنها چند گوسفند بود، برنامههای حمایتی ویژهای را برای او در نظر گرفته است.
💡 زندگی یک یتیم چاروادار در دل طبیعت وحشی، نیازمند مهارتهای خاصی برای محافظت از حیوانات در برابر درندگان و سرمای زمستان است.