کوهنگ

لغت نامه دهخدا

کوهنگ. [ هََ ] ( اِ ) به معنی خیز کردن وبرجستن باشد. ( برهان ). به معنی جستن به فتح جیم، مرادف خیزیدن است. ( آنندراج ). برجستن. ( فرهنگ رشیدی ) ( از فرهنگ جهانگیری ). خیز و برجستگی. ( ناظم الاطباء ).
- با کوهنگ شدن چشم؛ قَمَع. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( احمدبن علی بیهقی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

به معنی خیز کردن و برجستن باشد. خیز و برجستگی

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز