واژه «کلاژاره» به نوعی کلاغ پیسه یا زاغچه اشاره دارد و در منابع لغوی و پرندهشناسی با نامهای «عَکّه» و «کلاژه» نیز شناخته میشود. از نظر ریشهشناسی، «کلاژاره» با واژگان «کلاغ»، «کلاج» در زبان گیلکی و «کلاژه» مرتبط است و نشاندهنده پیوند میان نامهای محلی و ویژگیهای ظاهری پرنده است. کلاغ پیسه، که غالباً سیاه و سفید است، در زیستبومهای مختلف دیده میشود و در فرهنگ عامه و ادبیات محلی ایران نقش نمادین دارد. استفاده از این واژه در منابع قدیم و معاصر نشان میدهد که مردم برای تمایز گونههای کوچکتر و خاص کلاغها، نامهای متفاوتی ایجاد کردهاند. این اصطلاح علاوه بر کاربرد در نام پرنده، به صورت صفتی نیز به کار رفته و به معنای «لوچ» یا «چپچشم» است، که در زبان محاورهای به کسی گفته میشود که چشمش انحراف دارد.
کلاژاره
لغت نامه دهخدا
کلاژاره. [ ک َ رَ / رِ ] ( اِ ) کلاغ پیسه عکه. ( برهان ) ( آنندراج ). عکه و کلاغچه. ( ناظم الاطباء ). اسم فارسی عقعق است. ( فهرست مخزن الادویه ). کلاژه. قلازار. قلاژار. ( حاشیه برهان چ معین ). شاید مخفف کلاغ و زاره باشد. و رجوع به زاره شود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلاژ و کلاژه شود.
فرهنگ عمید
=لوچ