ژگور

لغت نامه دهخدا

ژگور. [ ژَ ] ( ص ) زفت. بخیل. دون. زکور. رجوع به زکور شود.

فرهنگ عمید

۱. بخیل، خسیس.
۲. ناکس، سفله.
۳. دزد.

فرهنگ فارسی

ژکور، زکور: بخیل، خسیس، ناکس، سفله، دزد
۱ - بخیل خسیس سفله. ۲ - پیچیده. ۳ - دزد قطاع الطریق.