لغت نامه دهخدا
چیلانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) عناب بن است که آن را سنجد گرگان هم میگویند. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به عناب شود.
چیلانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) عناب بن است که آن را سنجد گرگان هم میگویند. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به عناب شود.
=چیلان١
عناب
عناب بن است که آنرا سنجد گرگان هم میگویند.
اسم: چیلانه (دختر) (فارسی)
معنی: درخت عناب