چولاق

مترادف‌ها

بلندقد، باریک

متضادها

چاق، تپل، تنومند

لغت نامه دهخدا

چولاق. ( ترکی، ص ) صورتی از چلاق. رجوع به چلاق شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که دست یاپای شکسته یا بریده دارد ( و بیشتر در پا مستعمل است ).
صورتی از چلاق

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران