لغت نامه دهخدا
چلیکه. [ چ ِ ک َ ] ( اِ ) در تداول عامه، تکه های خرد و باریک که از هیزم شکسته بر جای ماند. تکه ریزه های هیزم. چوب دراز سخت باریک. خرده های ریزه ٔهیمه که معمولاً از آنها برای روشن کردن اجاق یا بخاری یا سماور و امثال اینها استفاده کنند. ریزه های هیزم خرد و دراز. چَوچَلیک ( در تداول روستائیان فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ). تِرَشَه ( در لهجه اهالی فیض آباد محولات ). || کنایه از دستها و پاهای سخت لاغر. کنایه از ساقهای باریک و لاغر و استخوانی.