پیچپا
مترادفها
پیچیده، پرپیچ و خم، دشوار
متضادها
صاف، مستقیم
لغت نامه دهخدا
پیچپا. ( اِ مرکب ) خرچنگ. سرطان. ( آنندراج ). خرچنگ را گویند که بعربی سرطان خوانند. ( برهان ).
فرهنگ عمید
= خرچنگ
فرهنگ فارسی
خرچنگ را گویند که بعربی سرطان خوانند
پیچیده، پرپیچ و خم، دشوار
صاف، مستقیم
پیچپا. ( اِ مرکب ) خرچنگ. سرطان. ( آنندراج ). خرچنگ را گویند که بعربی سرطان خوانند. ( برهان ).
= خرچنگ
خرچنگ را گویند که بعربی سرطان خوانند