پیش راندن

لغت نامه دهخدا

پیش راندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بجلوراندن. حرکت دادن بسوی مقابل. بجانب مقابل روان ساختن. هدایت کردن چیزی یا کسی بسوی مقابل:
تو مرا بگذار زین پس پیش ران
حد من این بود ای سلطان جان.مولوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بجلو راندنحرکت دادن بسوی مقابل ( مرکب و غیره را ): تو مرا بگذار زین پس پیش ران حد من این بود ای سلطان جان. ( مثنوی )

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز