پلنو تصویر معنی پلنو لغت نامه دهخدا پلنو. [ پ ِ ] ( اِ ) دوغ ترش ستبرشده باشد، گروهی آن را کشک گویند که بمالند و قاتق آشها کنندیعنی قروت. ( اوبهی ). ظاهراً این تصحیف پینو باشد. فرهنگ فارسی دوغ ترش ستبر شده باشد که گروهی آن را کشک نامند کلمات مرتبط قروت پنیرتن اقط کویش لبکه