پرافکندن
مترادفها
پراکندن، پخش کردن
متضادها
جمع کردن، گردآوردن
فرهنگ معین
( ~. اَ کَ دَ )(مص ل. )کنایه از: اظهار ناتوانی کردن.
ویکی واژه
کنایه از: اظهار ناتوانی کردن.
پراکندن، پخش کردن
جمع کردن، گردآوردن
( ~. اَ کَ دَ )(مص ل. )کنایه از: اظهار ناتوانی کردن.
کنایه از: اظهار ناتوانی کردن.