فرهنگ معین
(پَ. گِ. کَ دَ ) (مص ل. ) کنایه از: فرود آمدن.
(پَ. گِ. کَ دَ ) (مص ل. ) کنایه از: فرود آمدن.
کنایه از: فرود آمدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردم تماشا پرگرانی داشت بر دوشیکه خمکردم
💡 بار تعلّق پرگران، جانِ بلاکش ناتوان بر دوش تا کی چون خران خواهی کشید این بارها!
💡 پرگران خیزیم از سعی ضعیفیها مپرس نقشسنگیکردگل تمثال ما هرجا نشست