پرگران کردن

فرهنگ معین

(پَ. گِ. کَ دَ ) (مص ل. ) کنایه از: فرود آمدن.

ویکی واژه

کنایه از: فرود آمدن.

جمله سازی با پرگران کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردم تماشا پرگرانی داشت بر دوشی‌که خم‌کردم

💡 بار تعلّق پرگران، جانِ بلاکش ناتوان بر دوش تا کی چون خران خواهی کشید این بارها!

💡 پرگران خیزیم از سعی ضعیفیها مپرس نقش‌‌‌سنگی‌کردگل تمثال ما هرجا نشست

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز