پتیله

مترادف‌ها

شکوفه، غنچه

لغت نامه دهخدا

پتیله.[ پ َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) مصحف پلیته بمعنی فتیله است.

فرهنگ عمید

= فتیله

ویکی واژه

پتیله (جمع پتیله‌ها)
به معنی چرک و شوخ بدن است. به آدم کثیف هم گفته می‌شود

جمله سازی با پتیله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 داروساز با دقت بسیار زیاد، پتیله‌های کوچک دارو را در بسته‌بندی‌های مخصوص قرار داد تا بیماران بتوانند آن‌ها را به راحتی و بدون اشتباه مصرف کنند.

💡 در برخی از دستورهای قدیمی آشپزی، استفاده از یک پتیله کوچک از ادویه خاص می‌تواند طعم و عطر غذا را به طرز چشمگیری تغییر دهد و آن را لذیذ کند.

💡 آن محصول کوچک در شکل یک پتیله بسیار ظریف طراحی شده بود که برای استفاده در صنایع دستی و تزئینات ظریف هنری بسیار کاربردی و محبوب است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران