چرک و چپول

مترادف‌ها

کثیف، آلوده، چرکین

متضادها

پاک و تمیز، شسته و رفته

لغت نامه دهخدا

چرک و چپول. [ چ ِ ک ُ چ َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) چرک و پرک. چرک و شوخ. شوخ و کثافت. و رجوع به چرک و «چرک و پرک » شود.

فرهنگ فارسی

چرک و پرک. چرک و شوخ

جمله سازی با چرک و چپول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رشحی از چشمه اخلاص بجوی وز رخ جان خود آن چرک بشوی

💡 سینه را همچو چرک ساز حصار زان سپس باش گو جهان پر مار

💡 ز گردون کهنه تر بسیار وز چرک چو از روغن که بر کاغذ چکیده

💡 ریخت بر خاک از جلادت خون شرک شست ز آب وحدت از دین رنگ و چرک

💡 جعل وش ز گل خویشتن در کشی همان چرک می‌کش، بدان لایقی

💡 چو باران هوا تر نماید ز آب نسوزاند آن چرک را آفتاب

💡 پس از بازی طولانی و پرهیجان در میان گل و لای، تمام لباس‌های پسر کوچک به شدت چرک و چپول شده بودند.

💡 او همیشه سعی می‌کرد با پوشیدن لباس‌های تمیز، از اینکه ظاهرش چرک و چپول به نظر برسد و ملامت شود، دوری کند.

💡 محیط کار کارخانه به دلیل فرآیندهای صنعتی سنگین، همیشه کمی چرک و چپول است و نیاز به نظافت مداوم دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران