آزادی

آزادی

آزادی به معنای وضعیت یا حالتی است که در آن افراد قادرند بدون موانع و محدودیت‌های غیرضروری، انتخاب‌ها و تصمیمات خود را در زمینه‌های مختلف زندگی انجام دهند. این مفهوم شامل حق انتخاب، بیان، عمل، و زندگی بر اساس باورها و ارزش‌های شخصی است.

آزادی در زمینه‌های مختلف معانی متفاوتی دارد :

آزادی فردی: به معنای حق هر فرد برای انتخاب و تصمیم‌گیری در مورد زندگی خود است. این شامل حق بیان، تفکر، و عمل می‌شود.

آزادی سیاسی: به معنای حق شهروندان برای شرکت در فرآیندهای سیاسی، مانند حق رأی و حق اعتراض به سیاست‌های دولت است.

آزادی اجتماعی: به معنای حق افراد برای زندگی در جامعه‌ای است که در آن تبعیض و نابرابری وجود نداشته باشد. این شامل حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر نیز می‌شود.

آزادی معنوی: به معنای حق افراد برای جستجوی معنای زندگی و اعتقادات شخصی خود است، بدون اینکه تحت فشار یا قضاوت قرار گیرند.

لغت نامه دهخدا

( آزادی ) آزادی. ( حامص ) عتق. حریت. اختیار. خلاف بندگی و رقیت و عبودیت و اسارت و اجبار. قدرت عمل و ترک عمل. قدرت انتخاب

فرهنگ معین

( آزادی ) [ په. ] (حامص. ) ۱ - آزادگی. ۲ - آزاده بودن. ۳ - رهایی، خلاص. ۴ - شادی خرمی. ۵ - استراحت، آرامش. ۶ - جدایی، دوری. ۷ - شکر، سپاس.

فرهنگ عمید

( آزادی ) ۱. آزاد بودن، رها بودن از قیدوبند، زندانی یا اسیر نبودن.
۲. رهایی، خلاصی.
۳. حق انجام دادن افکار و خواسته ها بر اساس ارادۀ خود.
۴. جوانمردی.
۵. گسستگی از تعلقات، وارستگی: نعمتی بهتر از آزادی نیست / بر چنین مائده کفران چه کنم (خاقانی: ۲۵۲ ).
۶. [مقابلِ بندگی] [قدیمی] بنده نبودن.

فرهنگ فارسی

( آزادی ) ( صفت اسم ) آزارنده زننده: سخن در نامه آزاری چنان بود که خون از حرفهای او چکان بود. ( ویس و رامین ).
حریت عتق

دانشنامه آزاد فارسی

آزادی (liberty)
حق افراد برای عمل کردن به هر نحو که صلاح بدانند. آزادی در این مفهوم غالباً «آزادی فردی۱» نامیده می شود. در مورد دست یافتن یک ملت به خودمختاری نیز همین واژه به کار برده می شود. اگرچه آزادی در مفهوم های سنّتی ممکن است اختصاصاً جنبۀ مدنی یا سیاسی داشته باشد، اما مفهوم جدید بیشتر بر مجموعۀ تعمیم یافته ای از حقوق ـ از قبیل حق برخورداری از فرصت اقتصادی و بهره مندی از آموزش و پرورش ـ دلالت می کند.
حقوق و موانع. از آن جا که آزادی عمل کاملاً بی قید و شرط امکان زندگی صلح آمیز آدمیان را از بین می بَرَد، نهادن برخی قیود و موانع در برابر آزادی عمل لازم و اجتناب ناپذیر است. در همۀ قانون نامه های مربوط به رفتار، این محدودیت اساسی عملاً به رسمیت شناخته شده است. در چنین قانون نامه هایی، آزادی این گونه تعریف شده است: حق افراد برای عمل کردن بی قید و بند تا زمانی که اعمالشان برای همین نوع حقوقِ افراد دیگر مزاحمتی ایجاد نکند؛ اعمالی که موجبات تجاوز به حقوق دیگران را فراهم آورند، مردودند. ماهیّت و گسترۀ موانعی که باید تحمیل شوند و انتخاب وسایلِ اِعمال آن ها مسائل مهمی برای فیلسوفان و قانون گذاران در سراسر تاریخ بوده اند. تقریباً در همۀ راه حل هایی که سرانجام حاصل شده اند نیاز اساسی به نوعی حکومتِ مورد تأکید همگان بوده است، بدین معنا که یک فرد یا گروهی از افراد قدرت تحمیل یا اجرای محدودیت ها را ـ که ضروری تشخیص داده می شوند ـ برعهده داشته باشند. در دوران جدید، بر نیاز به قوانینی برای تعیین ماهیّت و گسترۀ این موانع و محدودیت ها نیز تأکید فراوان شده است؛ نظریۀ آنارشیسم (دولت ستیزی)۲ از این قاعده مستثناست؛ این نظریه با هر دولتی مخالف است و آن را شرّ محض می انگارد و جامعه ای با ساختار آرمانی را جانشین آن می کند که قید و بند اجتماعی در آن از طریق پای بندی فرد به رعایت اصول ورای اخلاقی حاصل می شود.

جملاتی از کلمه آزادی

در مصیبت خانه دنیا که آزادی است مرگ خون خود را می خورد مرغی که بی هنگام نیست
در زمان جنگ جهانی دوم و اشغال این منطقه به دست آلمان نازی این شهر شاهد عملیات جریکو بود که در آن انگلیسی‌ها با بمبگذاری زندان آمین سبب آزادی ۲۵۸۳ تن شدند.
خبرگزاری رویتر هم از ایران گزارش داد که دولت ایران مجوز خبرنگاران خارجی برای پوشش خبری وقایع تهران بین روزهای هفتم تا نهم دسامبر (شانزده تا هفده آذر) را لغو کرده است. سازمان گزارشگران بدون مرز نیز که مقر آن در پاریس است با انتشار بیانیه‌ای وخامت آزادی مطبوعات در ایران را مورد انتقاد قرار داد و خبر داد که روزنامه‌نگاران ایرانی پیوسته از سوی سرویس‌های اطلاعاتی، به ویژه اطلاعات سپاه پاسداران احضار و بازجویی می‌شوند.
پناهندگان بازمانده از کشتار هولناک نازی‌ها در اروپا و یهودیان در دیگر سرزمین‌ها علی‌رغم همه سختی‌ها و موانع و مخاطرات، از مهاجرت به سرزمین اسرائیل باز نایستادند و دمی از پیگیری حق خود در برخورداری از زندگی توام با احترام بشری و بهره‌مندی از آزادی در میهن خود فرو نماندند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم