پتیاره در فرهنگ عامه به زنانی گفته میشود که در زمینه روابط جنسی دارای رفتارهایی هستند که از نظر اجتماعی و اخلاقی ناپسند تلقی میشود. هممعنیهای این واژه شامل روسپی، فاحشه، بدکاره، و لکاته هستند که همگی به زنانی اشاره دارند که درگیر فعالیتهای جنسی به طور تجاری یا غیرقانونی هستند.
استفاده اجتماعی
استفاده از این واژه و واژههای هممعنی آنها بار منفی دارند و میتوانند به ننگ اجتماعی منجر شوند. این نوع اصطلاحات در بسیاری از جوامع به عنوان تحقیرکننده و ناپسند شناخته میشوند.
پتیاره. [ پ َت ْ رَ / رِ ] ( اِ ) در پهلوی پتیارَک بمعنی مخالفت و بغضاء و ستیز و خصوصاً مخلوقات اهریمنی که برای تباه کردن آفریدگان اهورمزدا پدید آمده اند و اصل اوستائی آن پئی تیارَ است: مخالفت. ضدیت. بغضاء. عدوان. عداوت. عناد. دشمنی. خلاف. فتنه. شور و آشوب و غوغا
(پَ رِ ) [ په. ] ۱ - ( اِ. ) دیو. ۲ - آفت، بلا، آسیب. ۳ - (ص. ) زشت، نازیبا. ۴ - بدخوی مردم آزار در مورد زن.
۱. [عامیانه] زن بدکار.
۲. زشت و مهیب.
۳. بدکار.
۴. (اسم ) [قدیمی، مجاز] بلا: چو دانی که از مرگ خود چاره نیست / ز پیری بتر نیز پتیاره نیست (فردوسی: ۶/۷۸ ).
۵. (اسم ) [قدیمی، مجاز] آشوب.
۶. (اسم ) [قدیمی، مجاز] آسیب.
۷. (اسم ) [قدیمی، مجاز] آفت.
۸. (اسم ) [قدیمی] در آیین زردشتی، مخلوق اهریمنی که در پی آزار مردم یا تباه ساختن چیزهای خوب و آثار نیکو است، دیو: برگشت چرخ بر من بیچاره / وآهنگ جنگ دارد پتیاره (کسائی: ۶۲ ).
۹. (اسم ) [قدیمی] رنج، مشقت، محنت: به روز عدلش میزان های ظلم سبک / به عون رایش پتیاره های دهر سلیم (ابوالفرج: ۱۰۷ ).
( اسم ) ۱- مخلوق اهریمنی که از پی تباه کردن و ضایع ساختن آثار نیک و آفریدگار اهورمزدا پدید آمده مخلوق اهریمنی دیو. ۲- آفت بلا عیب مصیبت. ۳-( صفت ) مهیب زشت نازیبا. ۴- ( اسم ) دشمنی مخالفت ضدیت بغضائ عداوت عناد. ۵- مکر فریب حیله دغا. ۶- شدت سختی نفاذ حکم ۷- ( صفت )( تداول زنان ) دشنامی سخت قبیح است: لکات. پتیاره. ۸- ( اسم ) و بال کوکب و بال ستاره.
زخم، زخم مزمن، زخمی که بر اثر جراحت شمشیر و نیزه و سایر ادوات بر بدن وارد شود و به این زودیها التیام نیابد. همی رفت باید کزین چاره نیست..... مرا نیز از مرگ پتیاره نیست (شاهنامه)
آفت، بلا، آسیب.
زشت، نازیبا.
بدخوی مردم آزار در مورد زن.
💡 ستم گریخت ز دادش چنانچه می بگریخت ز نام یزدان پتیاره و هریمن و دد
💡 ز دوران مگر مانده بیچاره ایم گرفتار این زال پتیاره ایم
💡 گه در ایمان از رخ ایمان فزایش حجتی گاه بر کفر از دو زلف کافرش پتیارهای
💡 از آن دیو پتیاره یک سو جهید به غار اندرون گرگ شد ناپدید