وهلت

این واژه در متون کهن فارسی، به‌ویژه در لغت‌نامه دهخدا، به معنای «بار»، «دفعه»، «نوبت» و «مرتبه» آمده است و در اصل با صورت عربی «وهلة» پیوند دارد. این کلمه بیشتر برای اشاره به یک نوبت یا یک بار وقوع یک رویداد به کار می‌رفته و در متون تاریخی و ادبی، معنای «آن دفعه» یا «نخستین بار» را می‌رسانده است. چنان‌که در تعبیر «اول وهلت»، مقصود «نخستین مرتبه» یا «اولین بار» است و این ترکیب در نثرهای تاریخی مانند جهانگشای جوینی و تاریخ سیستان فراوان دیده می‌شود. همچنین ترکیب «آن وهلت» به معنای «در آن هنگام» یا «در آن نوبت» به کار رفته و بیشتر برای اشاره به زمان مشخصی از یک واقعه استعمال شده است. دهخدا با استناد به منابعی چون منتهی‌الارب، اقرب الموارد و غیاث اللغات، این واژه را هم‌معنای «وهله» دانسته است. افزون بر این، در برخی منابع، «وهله» معنای «ترس و بیم» نیز دارد، اما در کاربرد فارسی و تاریخی، معنای رایج آن همان «بار و دفعه» است. از نظر ریشه‌شناسی، این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده و در گذر زمان در نثر رسمی و تاریخی تثبیت شده است. بنابراین، این کلمه در معنای اصلی خود به مفهوم «یک بار»، «یک نوبت» یا «یک مرتبه از وقوع امری» دلالت دارد و در ترکیباتی مانند «اول وهلت» و «آن وهلت» معنای زمانی و ترتیبی پیدا می‌کند. به بیان علمی، این واژه یکی از نمونه‌های واژگان دخیل عربی در فارسی است که در متون کلاسیک نقش مهمی در بیان توالی و تکرار رویدادها داشته است.

لغت نامه دهخدا

وهلت. [ وَ ل َ ] ( ع اِ ) وهلة. اول از هر چیزی. ( از منتهی الارب ). بار. دفعه: یعقوب به بلخ اندرشد و نخستین وهلت بلخ بستد و بسیار مردم کشته شد بر دست سپاه او. ( تاریخ سیستان ).
- آن وهلت؛ آن دفعه: و معین الدین پروانه در آن وهلت امیر حاجب بود. ( مسامرة الاخبار ص 41 ).
- اول وهلت؛ نخستین بار: او به کرات اعادت میکرد همانچه اول وهلت به ادا رسانیده بود. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به وهلة شود.
وهلة. [ وَ ل َ ] ( ع اِ ) اول از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ): اول وهلة؛ ای دفعة. ( مهذب الاسماء ). || ترس و بیم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). نوبت و کرت. ( غیاث اللغات ).
وهلة. [ وَهََ ل َ ] ( ع اِ ) اول از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رجوع به وَهلَة و وهلت شود.

فرهنگ فارسی

(اسم ) بار دفعه وهله. یا آن وهلت. آن دفعه: (( و معین الدین پروانه در آن وهلت امیر حاجب بود. ) ) یا اول وهلت. نخستین بار اول دفعه: و باید که بیهچ حال در اول وهلت بر گفته و پرداخت. خویش اعتماد نکند........

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز