ولی داشتن
لغت نامه دهخدا
ولی داشتن. [ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، داشتن متکفل هزینه عیش و عشرت خود و رفقا. توضیح اینکه وقتی یکی از لات هاچنین کسی را پیدا کند هنگام دعوت کردن و «بفرما زدن » به رفقایش میگوید بفرمائید برویم امشب ولی داریم. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). رجوع به ولی شود.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) داشتن کسی که پول عیش و عشرت رفق را بپردازد. توضیح وقتی که یک ازلاتها چنین کسی را پیدا کند هنگام دعوت کردن و (( بفرما زدن ) ) برفقایش می گوید: بیایید برویم امشب ولی داریم. ) )
جمله سازی با ولی داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در پروندههای مربوط به حضانت کودکان، دادگاه باید دقت کند که آیا والدین حق ولی داشتن در امور مالی و حقوقی فرزندان خود را دارند یا خیر.
💡 برای انجام برخی معاملات پیچیده مالی، فرد زیر سن قانونی نیاز به ولی داشتن دارد تا از حقوق قانونی و داراییهای او به درستی محافظت شود.
💡 در سیستمهای حقوقی مختلف، مشخص کردن اینکه چه کسی حق ولی داشتن برای یک فرد فاقد صلاحیت قانونی را دارد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.