وضاعه
مترادفها
پستی، خواری، فرومایگی
متضادها
رفعت، عظمت، بلندی
لغت نامه دهخدا
( وضاعة ) وضاعة. [ وَ ع َ ] ( ع مص ) فرومایه و ناکس و دون مرتبه گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || پسرخوانده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دعی و زنازاده بودن. ( از اقرب الموارد ).