نگون گرداندن
مترادفها
واژگون کردن، دگرگون کردن، ویران کردن
متضادها
اصلاح کردن، راست کردن
لغت نامه دهخدا
نگون گرداندن. [ ن ِ گ َ دَ] ( مص مرکب ) سرنگون کردن و فروانداختن:
قوم فرعون همه رادر بن دریا راند
وآنگهی غرق کندشان و نگون گرداند.منوچهری.
واژگون کردن، دگرگون کردن، ویران کردن
اصلاح کردن، راست کردن
نگون گرداندن. [ ن ِ گ َ دَ] ( مص مرکب ) سرنگون کردن و فروانداختن:
قوم فرعون همه رادر بن دریا راند
وآنگهی غرق کندشان و نگون گرداند.منوچهری.