نگون گرداندن
مترادفها
واژگون کردن، دگرگون کردن، ویران کردن
متضادها
اصلاح کردن، راست کردن
لغت نامه دهخدا
نگون گرداندن. [ ن ِ گ َ دَ] ( مص مرکب ) سرنگون کردن و فروانداختن:
قوم فرعون همه رادر بن دریا راند
وآنگهی غرق کندشان و نگون گرداند.منوچهری.
جمله سازی با نگون گرداندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف اصلی جنبشهای آزادیخواه در طول تاریخ، تلاش برای نگون گرداندن نظامهای استبدادی بود که آزادی و حقوق اساسی انسانها را به طور کامل سلب کرده بودند.
💡 بسیاری از سیاستمداران معتقدند که میتوان با اصلاحات ساختاری و عدالت اقتصادی، تهدیدهای موجود برای نگون گرداندن ثبات و امنیت در کشورهای در حال توسعه را از بین برد.
💡 در اساطیر قدیمی، قهرمانان بزرگ همواره مأمور بودند تا با شجاعت و قدرت خود، تلاشهای شیاطین را برای نگون گرداندن نظم جهان و ایجاد آشوب خنثی کنند.