نکول کردن

لغت نامه دهخدا

نکول کردن. [ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امتناع کردن. اعراض نمودن. ( ناظم الاطباء ). خودداری کردن. سر باززدن. قبول نکردن: و لشکر مغول از طلب او نکول کردند. ( جهانگشای جوینی ).
- نکول کردن برات یا حواله؛ از پرداخت وجه آن سر باززدن. قبول نکردن آن. قبولی ننوشتن بر آن. نپرداختن آن را.

فرهنگ فارسی

امتناع کردن. اعراض نمودن. خود داری کردن. سرباز زدن.

ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز