نکول کردن

مترادف‌ها

انکار کردن، واگذشتن، پشت کردن

متضادها

وفادار ماندن، پرداخت کردن

لغت نامه دهخدا

نکول کردن. [ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امتناع کردن. اعراض نمودن. ( ناظم الاطباء ). خودداری کردن. سر باززدن. قبول نکردن: و لشکر مغول از طلب او نکول کردند. ( جهانگشای جوینی ).
- نکول کردن برات یا حواله؛ از پرداخت وجه آن سر باززدن. قبول نکردن آن. قبولی ننوشتن بر آن. نپرداختن آن را.

فرهنگ فارسی

امتناع کردن. اعراض نمودن. خود داری کردن. سرباز زدن.

جمله سازی با نکول کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نکول کردن از انجام تعهدات مالی در قراردادهای تجاری می‌تواند منجر به جریمه‌های بسیار سنگین و از دست رفتن اعتبار حقوقی شرکت در بازارهای جهانی شود.

💡 طبق قوانین جدید حقوقی، نکول کردن متعهد به پرداخت بدهی، حق طلبکار را برای مطالبه خسارت و جبران تمامی ضررهای مالی وارده فراهم می‌سازد.

💡 متخصصان معتقدند که جلوگیری از نکول کردن در معاملات بانکی، نیازمند نظارت بسیار دقیق بر توانایی بازپرداخت وام‌ها توسط تمامی وام‌گیرندگان مختلف است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران