لغت نامه دهخدا
ناپروردگی. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) پرورش ندیدن. تربیت نشدن. تربیت ندیدن: از ناپروردگی و بی ممارستی شراستی و زعارتی در طبع داشت. ( جهانگشای جوینی ).
ناپروردگی. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) پرورش ندیدن. تربیت نشدن. تربیت ندیدن: از ناپروردگی و بی ممارستی شراستی و زعارتی در طبع داشت. ( جهانگشای جوینی ).