مهدره

مترادف‌ها

بیهوده، ضایع، باطل

متضادها

مقتصد، باصرفه

لغت نامه دهخدا

( مهدرة ) مهدرة. [ م َ دَ رَ ] ( ع اِ ) دندان پیشین خرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کوچکترین ثنایا. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران