منقعه

لغت نامه دهخدا

( منقعة ) منقعة. [ م ِ / م َ ق َ ع َ ] ( ع اِ ) دیگ سنگین. ج، مناقع. ( مهذب الأسماء ). ظرفی است خردتر یا دیگچه که شیر و خرما نهند و کودکان را خورانند. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). دیگ سنگین خرد که در آن شیر و خرما نهند و به کودکان خورانند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منقعة. [ م َ ق َ ع َ ] ( ع اِ ) جایی که آب در آن گرد آید. ج، مناقع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
منقعة. [ م ِ ق َ ع َ ] ( ع اِ ) خنور تر نهادنی. ( منتهی الارب ). خنوری که در آن دارو رادر آب آغشته کرده می خیسانند. ( ناظم الاطباء ). ظرفی که در آن دارو یا مویز خیسانند. ( از اقرب الموارد ).

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز