منفوس

لغت نامه دهخدا

منفوس. [ م َ ] ( ع ص ) بچه زاده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( اقرب الموارد ). منفوسة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منفوسة شود. || ولد منفوس؛ بچه ای که مادرش زچه باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شی منفوس؛ چیز گرانمایه و مرغوب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز