لغت نامه دهخدا
ملامظ. [ م َ م ِ ] ( ع اِ ) گرداگرد دهان و لب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ملامظ الانسان؛ آنچه گرداگرد لبهای اوست. ( از اقرب الموارد ).
ملامظ. [ م َ م ِ ] ( ع اِ ) گرداگرد دهان و لب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ملامظ الانسان؛ آنچه گرداگرد لبهای اوست. ( از اقرب الموارد ).