مقراء

لغت نامه دهخدا

مقراء. [ م ِ ] ( ع ص ) مهمانی کننده وبسیار مهمانی. مقری [ م ِ را ]. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجل مقراء للضیف؛ مرد بسیار پذیرایی کننده مهمانی و کذلک امراءة مقراء. ( ناظم الاطباء ).
مقراء. [ م ُ رَءْ / م َ رَءْ ] ( اِخ ) شهری است به یمن و در آنجای است کان عقیق، مقرئی منسوب به وی و منه المقرئیون من المحدثین. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). نام شهری در یمن که کان عقیق در آنجا می باشد. ( ناظم الاطباء ).