لغت نامه دهخدا
مشطب. [ م ُ ش َطْ طَ ] ( ع ص ) ثوب مشطب؛جامه خطدار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || رجل مشطب؛ مردی که بر چهره اش اثر شمشیر باشد. ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ). || سیف مشطب؛ شمشیر شطبه دار. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از محیط المحیط ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). المشطب من السیوف الذی فیه طرائق، کالجداول معموله فربما کانت مرتفعة و ربما کانت منحدرة. ( الجماهر بیرونی ص 253 ). قسمی از شمشیر یمانی که شطبه یعنی جوی دارد در متن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).