مستهلکه

مترادف‌ها

فرسوده، مصرف‌شده، از بین رفته، مستعمل، کهنه

متضادها

مستدام، نو، جدید

لغت نامه دهخدا

( مستهلکة ) مستهلکة. [ م ُ ت َ ل َ ک َ ] ( ع ص ) تأنیث مستهلک. رجوع به مستهلک شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران