مستنسخ

لغت نامه دهخدا

مستنسخ. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) استنساخ کننده. نسخه بردارنده. رونویس کننده. آنکه رونویس کند. آنکه نسخه بردارد. سوادبردار. || آنکه نسخ چیزی را طلب کند. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنساخ شود.
مستنسخ. [ م ُ ت َ س َ ] ( ع ص ) استنساخ شده. رونویس شده. کتابت شده از روی نوشته ای دیگر. رجوع به استنساخ شود.

فرهنگ فارسی

رونویس شده

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز