مستفرنگ
متضادها
بومی، اصیل، سنتی
لغت نامه دهخدا
مستفرنگ. [ م ُ ت َ رَ] ( ص ) نعت مفعولی برساخته از کلمه «فرنگ ». منحوت از فرنگ و فرنگی. فرنگی مآب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(مُ تَ رَ ) [ به سیاق ع. ] (ص. ) کسی که در پوشیدن لباس و آداب و عادات شیوة فرنگیان را تقلید کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که در پوشیدن لباس و آداب و عادات شیو. فرنگیان را تقلید کند. توضیح کلمه ای غلط است که بسیاق عربی ساخته اند.
ویکی واژه
کسی که در پوشیدن لباس و آداب و عادات شیوة فرنگیان را تقلید کند.