لغت نامه دهخدا
( مساکنة ) مساکنة. [ م ُ ک َ ن َ ] ( ع مص ) با یکدیگر در یک خانه باشش کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). با یکدیگر در سرای نشستن. ( تاج المصادر بیهقی ).
( مساکنة ) مساکنة. [ م ُ ک َ ن َ ] ( ع مص ) با یکدیگر در یک خانه باشش کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). با یکدیگر در سرای نشستن. ( تاج المصادر بیهقی ).