مرزئه

لغت نامه دهخدا

( مرزئة ) مرزئة. [ م َ زِ ءَ ] ( ع اِ ) مصیبت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رُزء. رزیة. رزیئة. مصیبت از دست دادن عزیزان. ( از متن اللغة ). || ( مص ) رسیدن از مال خود خیر را. ( منتهی الارب ). رزأه رزء و مرزئة؛ اصاب منه خیراً. ( اقرب الموارد ). رجوع به رُزء شود.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز