محوطات

لغت نامه دهخدا

محوطات. [ م ُ ح َوْ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ محوطة: پنج هزار نخل خرمای خستویی از ولایت حویزه نقل کرده و در محوطات خمسه مذکوره مغروس گرداند. ( مکاتبات رشیدی ص 182 ).

جمله سازی با محوطات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 معمار پروژه بر طراحی محوطات وسیع و سرسبز تمرکز کرده است تا فضای بیشتری برای تفریح و استراحت ساکنان این مجتمع مسکونی فراهم شود.

💡 در این پارک بزرگ، محوطات مختلفی برای بازی کودکان، پیاده‌روی سالمندان و برگزاری مراسم‌های فرهنگی و هنری در نظر گرفته شده است.

💡 سازمان مسئول باید از نظافت و امنیت تمامی محوطات بیرونی و داخلی مجموعه اطمینان حاصل کند تا سلامت و آرامش عمومی حفظ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران