خرمای هندی

لغت نامه دهخدا

خرمای هندی. [ خ ُ ی ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خرمای هندو. اربه. اربو. تمر هندی. ( یادداشت بخط مؤلف ). مُقْل، دَوْم. ( محمودبن عمر ): جابرسری، دهیست [ به هندوستان ] آبادان و با نعمت بسیار و اندر وی خرمای هندی و خیارشنبر بسیار است. ( حدود العالم ). اما اگر بیمار را طبع خشک و حرارت به افراط باشد بعوض جلاب و ماءالعسل خرمای هندی با جلاب آمیخته باید دادن. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

خرمای هندو اربه

جمله سازی با خرمای هندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این گیاه برای نخستین بار در هند، توسط گیاه‌شناسان اروپایی با نام Tamarindus indica توصیف گشت. ریشهٔ این واژه از نام عربی این میوه گرفته شده و به معنای خرمای هندی می‌باشد.

کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز