متکرر

لغت نامه دهخدا

متکرر. [ م ُ ت َ ک َرْ رَ ] ( ع ص ) مُکَرَّر. رای مهمله. ( از منتهی الارب ). مکرر. ( آنندراج ). نام حرف «را». ( ناظم الاطباء ).و رجوع به مکرر شود. || برگردانیده. ( از منتهی الارب ). برگردانیده و دوباره گرفته. ( ناظم الاطباء ). || دودله شونده. ( آنندراج ). دودله و متردد و بی ثبات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکرر شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ کَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - دوبار کرده یا گفته شده. ۲ - دو دله شونده، مردد، ج. متکررین.

فرهنگ عمید

تکراری.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دوبار کرده یا گفته شده: بنائ کلام منظوم بر مقادیری منفصل متکرر مسجع الاواخر نهادند. ۲ - دو دله شونده مردد جمع: متکررین.

ویکی واژه

دوبار کرده یا گفته شده.
دو دله شونده، مردد؛
متکررین.

انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز