متندم

مترادف‌ها

پشیمان، افسوس‌خورده

متضادها

راضی، خشنود

لغت نامه دهخدا

متندم. [ م ُ ت َ ن َدْ دِ ] ( ع ص ) پشیمان. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). پشیمان و نادم و متأسف. ( ناظم الاطباء ). نادم. پشیمان. ندمان. ندیم؛ فکانی سبابةالمتندم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تندم شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران