لغت نامه دهخدا
( نادمة ) نادمة. [ دِ م َ ] ( ع ص ) تأنیث نادم است. زن پشیمان. ( ناظم الاطباء ). ج، نادمات، نوادم. رجوع به نادم شود.
( نادمة ) نادمة. [ دِ م َ ] ( ع ص ) تأنیث نادم است. زن پشیمان. ( ناظم الاطباء ). ج، نادمات، نوادم. رجوع به نادم شود.
تانیث نادم است زن پشیمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناذمه ابن فقیه همدانی به نقل از آثار سریانی نگاشتهاست که همدان را پادشاهی به نام کرمیس بن حلیموز بنا کرد و نام آن را ناذمه یعنی محبوبه نهاد. یاقوت حموی نادمه نوشتهاست.