متلمذ
مترادفها
شاگرد، دانشآموز، آموزجو
فرهنگ معین
(مُ تَ لَ مِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) شاگرد، دانش آموز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) شاگرد جمع: متلمدین. توضیح در عربی فصیح تلمذ و متلمذ نیامده و بجای کلم. اخیر تلمیذ مستعمل است.
شاگرد، دانشآموز، آموزجو
(مُ تَ لَ مِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) شاگرد، دانش آموز.
( اسم ) شاگرد جمع: متلمدین. توضیح در عربی فصیح تلمذ و متلمذ نیامده و بجای کلم. اخیر تلمیذ مستعمل است.