متفکک

مترادف‌ها

جداکننده، تفکیک‌کننده، جدا

متضادها

متصل، متحد، یکپارچه

لغت نامه دهخدا

متفکک. [ م ُ ت َ ف َک ْ ک ِ ] ( ع ص ) کم زور شده بواسطه حمق و دیوانگی.( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). و رجوع به تفکک شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران