متصیف
لغت نامه دهخدا
متصیف. [ م ُ ت َ ص َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) تابستان به جائی اقامت نماینده. ( آنندراج ). در تابستان به جائی اقامت کننده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع تصیف شود.
جمله سازی با متصیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او را به عنوان فردی متصیف به شجاعت و صداقت بینظیر در میان تمامی همکاران و دوستان نزدیک خود در محیط کار میشناختند.
💡 آن نویسنده مشهور به ویژگیهایی متصیف میشد که باعث میگشت آثار ادبی او همواره با دقت و توجه بسیار زیادی مطالعه شوند.
💡 این منطقه جغرافیایی با ویژگیهای اقلیمی خاصی متصیف میشود که باعث شده است تا گیاهان و جانوران منحصربهفردی در آنجا رشد کنند.