واژه «لم زدن» در فارسی دو معنی اصلی دارد که بسته به موقعیت فرق میکند. معنای اول آن «در آرامش و راحتی دراز کشیدن و استراحت کردن» است، یعنی کسی که روی زمین، مبل یا جای راحت دیگری دراز کشیده و آسوده است. این کاربرد بیشتر در متون کهن و ادبی دیده میشود و حالتی از آرامش و فراغت را نشان میدهد. معنای دوم «لم زدن» به حرکت زیاد و بیقرار اشاره دارد، مانند جنبیدن و ولگشتن مدام، شبیه کرم یا خاکشی که در آب یا زمین میخزد و مدام تکان میخورد. این کاربرد در زبان محاورهای مردم تهران رایج است و بیشتر بار طنز یا منفی دارد. در کل، «لم زدن» هم میتواند به معنای استراحت کردن و آرام بودن باشد و هم به معنای حرکت بیهدف و زیاد کردن، که تفاوت آن به بافت جمله و موقعیت فرد یا چیز مورد نظر بستگی دارد. این واژه نمونهای از مصدر مرکب است که معانی ساده و ملموس دارد و در متون ادبی و محاورهای کاربرد دارد.
لم زدن
لغت نامه دهخدا
لم زدن. [ ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) واکشیدن و خوابیدن به فراغت. ( برهان ). خفتن به آسایش.
لم زدن. [ ل ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بسیار بودن و در آنجا جنبیدن مانند کرم و خاکشی در آب گندیده. وول زدن ( در تداول مردم تهران ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لم دادن.
بسیار بودن و در آن حال جنبیدن مانند کرم و خاکشی در آب گندیده. وول زدن.