لابه ساختن

لغت نامه دهخدا

لابه ساختن. [ ب َ / ب ِ ت َ ] ( مص مرکب ) لابه سازی. زاری و خواهش و لابه کردن:
تر و خشک یکسان همی بدرود
وگر لابه سازی همی نشنود.فردوسی.همی تر و خشکش بهم بدرود
اگر لابه سازی سخن نشنود.فردوسی.مشوگر چه زن لابه سازد بسی
بجای تو بفرست دیگر کسی.اسدی ( گرشاسبنامه ص 245 ).همان ده دلاور ز خویشانش نیز
بسی لابه کردند و نشنود چیز.اسدی ( گرشاسبنامه ).بسی لابه ها ساخته زی پدر
که از پهلوان چیست نزدت خبر.اسدی ( گرشاسبنامه ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- تضرع کردن زاری کردن: تر و خشک یکسان همی بدرود و گر لابه سازی همی نشنود. ( شا. لغ. ) ۲- درخواست کردن التماس کردن. ۳- تملق گفتن چاپلوسی کردن. ۴- فریب دادن.