لغت نامه دهخدا
ناخمیده. [ خ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نخمیده. خم نگشته. صاف و مستقیم. مقابل خمیده. رجوع به خمیده شود.
ناخمیده. [ خ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نخمیده. خم نگشته. صاف و مستقیم. مقابل خمیده. رجوع به خمیده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمشاد را نگر که همه تن قد است و جعد قدیست ناخمیده و جعدیست نابسود