قمحدوه همان استخوان پسسری (یا استخوان اکسیپیتال) است که یکی از استخوانهای اصلی جمجمه را تشکیل میدهد. این استخوان به شکل لوزی است و در قسمت پسین و تحتانی کاسه سر قرار گرفته و بخش اعظم قاعده جمجمه را میسازد. قمحدوه سومین استخوان جمجمه بهشمار میآید و از سه بخش اصلی تشکیل شده است. استخوان پسسری دارای سوراخ بیضیشکل است که از طریق آن، حفره جمجمهای خلفی با مجرای مهرهای ارتباط پیدا میکند و طناب نخاعی از این سوراخ عبور میکند. در طرفین سوراخ پسسری، تودههای طرفی قرار دارند که دارای کانال زیرزبانی هستند و عصب زیرزبانی از آن عبور میکند. در بخش میانی این استخوان، تیغه استخوانی چهارضلعی به نام زائده قاعدهای یا پایهای قرار دارد و پشت آن، سوراخ پسسری واقع شده است. این استخوان بخش مهمی از کف جمجمه و پشت سر را تشکیل میدهد و در مفصل با اولین مهره گردنی نقش دارد. همچنین قمحدوه دارای صدف لوزیشکل است که دو سطح دارد: سطح درونسری (محل قرارگیری قسمت پشتی مخ و مخچه) و سطح بیرونی (شامل برجستگی پسسری خارجی است که قابل لمس از روی پوست سر میباشد). بهطور خلاصه، قمحدوه استخوانی کلیدی در جمجمه است که علاوه بر حفاظت از مغز و مخچه، مسیر عبور طناب نخاعی و عصبهای مهم سر و گردن را فراهم میکند و در ایجاد ساختار و ثبات سر نقش اساسی دارد.
قمحدوه
لغت نامه دهخدا
( قمحدوة ) قمحدوة. [ ق َ م َ دُ وَ ] ( ع اِ ) تندی برآمده فوق پس گردن و اعلای قذال پس گوش. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پس سر. ( منتهی الارب ). مؤخر القذال. ( اقرب الموارد ). ج، قَماحِد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). استخوان قمحدوه، آنجای از پشت سر است که چون آدمی به پشت خفت بر زمین آید. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(قَ مَ دُ وَ یا وِ ) [ ع. قمحدوة ] (اِ. ) استخوانی است فرد که در وسط و پشت سر واقع است و شکل آن مانند صدف است. سطح قدامی آن گود و در دو طرف آن چهار فرورفتگی است.
فرهنگ عمید
استخوان پس سر.
فرهنگ فارسی
استخوانی است فرد که در وسط و پشت سر واقع است و شکل آن مانند صدف است. سطح قدامی آن گود و دو طرف آن چهار فرورفتگی است: دو در بالا برای قسمتهای پشت سری مغز به نام فرورفتگیهای دماغی و دو در پایین بنام فرو رفتگی های مخچه یی. خط عرضیی که این استخوان را دو قسمت می کند موسوم به شیار جیب طرفی است و قسمت فوقانی خط طولی را شیار جیب طولی گویند. در پایین این استخوان سوراخ فراخی دیده می شود به نام استخوان پشت سری که از که چیزیعده ای وق ۳ - ( در اصطلاح تیر اندازان قدیم ) نوعی از کشیدن کمان: تا پنجه به قلاب زدی سوی کمان از زور تو خم گرفت ابروی کمان ۴ - مجموع سه یا چهار نوت کوچک است که قبل از نوت اصلی قرار می گیرد و به وسیله علامت مخصوصی شبیه قلاب نشان داده می شود. اگر این علامت از پایین شروع شود از نوت اصلی تحتانی شروع می گردد و اگر علامت بر عکس باشد یعنی از بالا شروع شود از نوت فوقانی آغاز می شود. امروزه بیشتر علامت قسم اول معمول است و نوازندگان در موقع عمل مطابق میل خود آن را اجرا می کنند. علامت فوق اگر بین دو نوت مختلف واقع شود از چهار نوت تشکیل میشود ولی اگگر بین دو نوت همصدا واقع شود فقط از سه نوت تشکیل می گردد. بنابراین اگر بین دو نوت سل گذارده شود نوت های لا و سل و فا بین دو نوت اصلی اضافه می شود و اگر بین دو نوت مثلا سل و لا نهاده شود نوتهای لا و سی و دو و سی میان سل و لا اضافه می شود. وقتی یکی از نوتهای تحتانی یا فوقانی نوت اصلی باید علامت تغییر دهنده داشته باشد اگر مقصود نوت تحتانی است علامت تغییر دهنده را زیر قلاب می گذارند و اگر فوقانی است در بالای آن قرار می دهند و در صورتی که نوت تحتانی و نوت فوقانی هر دو باید تغییر کند علامت تغییر دهنده در بالا و پایین قلاب واقع می گردد ( از نظری بموسیقی ) ۵ - سوزنی است با سر قلاب مانند جهت بافتن و دوختن رویه کفش.
ویکی واژه
قمحدوة
استخوانی است فرد که در وسط و پشت سر واقع است و شکل آن مانند صدف
سطح قدامی آن گود و در دو طرف آن چهار فرورفتگی