لغت نامه دهخدا
قره ویس. [ ق َ رَ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در 70 هزارگزی شمال باختری کرمانشاه و 4 هزارگزی باختر شوسه سنندج. موقع جغرافیایی آن دشت و سردسیر است. سکنه آن 150 تن. آب آن از رودخانه لک و محصول آن غلات، حبوبات،چغندر، توتون. شغل اهالی زراعت است. از راه شوسه اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قره ویس. [ ق َ رَ وِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان یعقوب وند پاپی بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد که در 36 هزارگزی شمال خاوری حسینیه و 3 هزارگزی شمال ایستگاه مازو واقع است. موقع جغرافیایی آن تپه ماهور گرمسیر است. سکنه آن 120 تن. آب آن از چشمه و رود زوال و محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان فرش بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه پاپی بوده برای تعلیف به ییلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).