لغت نامه دهخدا
فراخ نان و نمک. [ ف َ ن ُ ن َ م َ ] ( ص مرکب ) بخشنده. آن که خوان گسترد و مردمان به میهمانی خواند و بنوازد: اگر خواهی برتر از مردمان باشی فراخ نان و نمک باش. ( قابوسنامه ). فراخ آستین. فراخ دست. فراخ عطا. فراخ کندوری. رجوع به این ترکیب ها شود.