غنجل

لغت نامه دهخدا

غنجل. [ غ ُ ج ُ ] ( ع اِ ) سیاه گوش. ج، غَناجِل.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بترکی قره قولاق یا قره قولاخ گویند. فُرانِق. پروانه. پروانک. تَفَه. عناق الارض.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز