غمامات
مترادفها
ابرها
متضادها
آسمان صاف
لغت نامه دهخدا
غمامات. [ غ َ ] ( ع اِ ) ج ِ غَمامة. اسفنجها. رجوع به الجماهر بیرونی ص 49 و غَمامة، غَمام و اسفنج شود.
ابرها
آسمان صاف
غمامات. [ غ َ ] ( ع اِ ) ج ِ غَمامة. اسفنجها. رجوع به الجماهر بیرونی ص 49 و غَمامة، غَمام و اسفنج شود.