لغت نامه دهخدا
غلنبه سلنبه. [ غ ُ لُم ْ ب َ / ب ِ س ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) گفتار درشت. عبارت سخت از کسی که ذکر آن وی را نسزد. رجوع به غلنبه شود.
غلنبه سلنبه. [ غ ُ لُم ْ ب َ / ب ِ س ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) گفتار درشت. عبارت سخت از کسی که ذکر آن وی را نسزد. رجوع به غلنبه شود.
۱ - ( اسم ) چیزی مدور و آکنده میان چیزی گلوله شده یک غلنبه کره ۲ - ( صفت ) بسیار زیاد پول غلنبه.